انصاف تو را شکر که من یار نبودم؟
من در غم عشق تو گرفتار نبودم؟
در سینه من تلخترین قصه تاریخ،
من تیشه بدست تو به کهسار نبودم؟
آنروز که با یار به صحرا و در و دشت
میگشتی و این گوشه عزادار نبودم؟
هر رهگذرم گوید از این عشق چه حاصل
من کشته عشقم که سزاوار نبودم
کم کن گله و قصه سرگشتگیم خوان
والله که ازعشق تو بیمار نبودم؟
برچسب: انصاف مدني,انصاف نیوز,انصاف فتحي,انصاف مدني دلوكة,انصاف القمر,انصاف حيدر,انصاف منير,انصاف فتحي سمعنا,انصاف مدني استديو 5,انصاف الجزائري,
نویسنده: کارن رحمانی