
انصاف تو را شکر که من یار نبودم؟ من در غم عشق تو گرفتار نبودم؟ در سینه من تلخترین قصه تاریخ، من تیشه بدست تو به کهسار نبودم؟ آنروز که با یار به صحرا و در و دشت میگشتی و این گوشه عزادار نبودم؟ هر رهگذرم گوید از این عشق چه حاصل من کشته عشقم که سزاوار نبودم کم کن گله و قصه سرگشتگیم خوان والله که ازعشق تو بیمار نبودم؟...
ادامه مطلب